نفقه زن
نفقه زن از حیث استطاعت و فقر مرد واجب مطلق است.
نفقه زن از حیث تمکین زن واجب مشروط است و اثبات نشوز با مرد است.
مطلقه رجعیه در زمان عده حق نفقه دارد مگر در صورت وقوع طلاق در حال نشوز.
در مدت عده فسخ نکاح و طلاق بائن زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه دارد.
موارد انحلال نکاح
فسخ و طلاق در نکاح دائم , بذل مدت در نکاح منقطع , فوت هر یک از طرفین , لعان و کفر هر یک از طرفین.
جنون زوجین اعم از مستمر یا ادواری به طرف مقابل حق فسخ میدهد.
🔹اگر جنون زن بعد از نکاح حادث شود برای مرد حق فسخ ایجاد نمیشود.
تخلف از شرط صفت ضمن عقد نکاح به طرف دیگر حق فسخ میدهد.
تخلف از شرط فعل ضمن عقد نکاح حق فسخ نمیدهد.
🔹 اول الزام میکند اگر الزام ممکن نباشد فقط میتوان مطالبه خسارت نمود.
در طلاق خلع که از انواع طلاق بائن است مرد حق رجوع ندارد مگر در صورت رجوع زن و بازگشت طلاق به ماهیت اصلی خود(طلاق رجعی).
رجوع در طلاق یک ایقاع است و میتواند لفظ یا فعلی باشد مشروط بر اینکه به قصد رجوع باشد.
مدت عده
عده طلاق و فسخ نکاح سه طهر است ➕مدت عده طلاق و فسخ نکاح در زنی که با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند سه ماه است.
مدت عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای مدت در نکاح منقطع دو طهر است.
مدت عده طلاق و قسخ نکاح و بذل مدت و انقضای مدت در نکاح منقطع در مورد زنی که با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند 45 روز است.
مدت عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای مدت در مورد زن حامله تا زمان وضع حمل است.
مدت عده وفات چه دائم چه منقطع , چهار ماه و ده روز است.
🔹 در مورد زن حامله اگر از زمان فوت تا زمان وضع حمل بیش از این مدت باشد تا زمان حمل است.
در صورت فوت مرد در مدت عده طلاق رجعی
زن باید از آن تاریخ فوت عده طلاق را قطع نموده و عده وفات نگه دارد.
زنی که با شوهر خود نزدیکی نداشته یا یائسه باشد فقط عده وفات دارد.
زنی که به حکم دادگاه از شوهر غایب مفقودالاثر مطلقه شده است باید عده وفات نگه دارد.
🔹در این فرض شهوهر فقط در مدت عده حق رجوع دارد.
طلاق به علت عسر و حرج , بائن است.
در طلاق خلع چنانچه زوجه قبل از انقضای ایام عده به مهریه خود رجوع کند طلاق خلع مبدل به طلاق رجعی میگردد و زوج نیز متقابلا حق دارد که به ازدواج رجوع کند , چنانچه مرد با علم و توجه به رجوع زوجه رجوع ننماید و این موضوع بر دادگاه احراز شود پس از انقضای مدت عده , زوجه میتواند با مرد دیگری ازدواج کند.
در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد او میتواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند چنانچه عسر و حرج مذکور در دادگاه ثابت شود دادگاه میتواند زوج را اجبار به طلاق کند و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن مستقیم قاضی طلاق داده میشود.
عسر و حرج
عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت زیادی همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه خانواده از مصادیق عسر و حرج محسوب میشود؛
1 ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
2 اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلای وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام او به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک مجددا به مصرف مواد مذکور روی آورد بنا به درخواست زوجه طلاق انجام خواهد شد.
3 محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
4 ضرب و شتم و کتک زدن زوجه یا هرگونه سو رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5 ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا واگیردار یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
طبق قانون حق طلاق فقط با مرد است به استثنای مواد 1119 و 1129 و 1130 ق.م که زن هم میتواند مستقیما برای طلاق اقدام کند.
طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لا اقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.
طلاق باید منجز و قاطع باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.
طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مگر اینکه زن یائسه یا حامله باشد.
طلاق بائن
1 طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
2 طلاق یائسه.
3 طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.
4 سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.
طلاق خلع
آن است که زن به واسطه بیزاری که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد طلاق بگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
به عبارتی "مهرم حلال جونم آزاد".
طلاق مبارات
آن است که هر دو طرف از هم بیزار باشند ولی در این صورت عوض نباید اضافه بر میزان مهر باشد.
طلاق رجعی
آن است که در مدت عده برای شوهر حق رجوع وجود دارد.
زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عده طلاق نگه دارد.
هرگاه یکی از زوجین قبل از تراضی بر مهر معین و قبل از نزدیکی بمیرد زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.
مهر عندالمطالبه است و به مجرد وقوع عقد نکاح زن مالک آن میشود و هر تصرفی که بخواهد میتواند در آن بکند.
برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر میتوان مدت یا اقساطی قرار داد.
هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد میتوان مهر قرار داد.
تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.
🔹لیکن طبق قانون جدید اگر فقط سکه طلا در قباله نامه منظور شده باشد نمیتواند از 120 سکه تمام بهار آزادی بیشتر باشد.
مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.
اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد اقدام کند دیگر نمیتواند از حق حبس استفاده کند.
اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمیتواند بیشتر از مهرالمثل معین کند.
مهرالمسمی
همان مقداریست که در عقد و در قباله (سند ازدواج) تعیین شده است نه بیشتر از آن و نه کمتر از آن به هیچ وجه قابل مطالبه نیست.
در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه دهد.
مهرالمثل
برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به هم قشریهای خودش در جامعه در نظر گرفته شود.
در جایی که زن مستحق نصف مهر است
هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد و مهر در عقد ذکر شده باشد زن مستحق نصف مهر خواهد بود. و اگر شوهر بیش از نصف داده باشد میتواند مسترد کند.
مهر المتعه
هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد و مهر در عقد ذکر نشده باشد زن مستحق مهرالمتعه است.
برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه میشود.
در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باز هم باید نصف مهر را بدهد.
🔹همچنین اگر یکی از آنها در اثنای مدت بمیرد یا شوهر در آخر با زن نزدیکی نکند در این نکاح مرد باید تمام مهر را بدهد.
در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی هم واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته باشد شوهر میتواند مسترد کند.
در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است.
هرگاه عقد نکاح قبل از وقوع نزدیکی به جهتی فسخ شود زن خق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.